تبليغاتX
به وب خودتون خوش آمدید
سلام به همه من بعد از چند ماه دوباره امدم
+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 20:51 |

جشن سوري(چهارشنبه سوري) در ايران باستان
گروه: فولکلور

جشن سوري(چهار شنبه سوري) از جمله جشن هاي آريايي ، جشن هاي آتش است . امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و درباره جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان قديم نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستي و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين بود .
مجموعه ي آيين هاي نوروزي از « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) آغاز مي شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سر انجام خود مي رسد . ( بهرام فره وشي ، ص 43 ) برخي را باور اين است كه با در نگر(نظر) آوردن واژه ي « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازي و سامي است ، پس « چهارشنبه سوري » ارمغاني از سوي تازيان است ، چرا كه همانگونه كه مي دانيم ، در ايران باستان هر روزي نامي ويژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامياد روز و … ) و نشاني از بخش بندي امروزين چهارهفته ايي و نام هاي آنان به چشم نمي خورد .
اما مي بينيم كه در ميانه سده چهارم هجري ، از اين جشن و چگونگي بر پايي و هنگام آن و نيز ديرينگي اش سخن به ميان است . برابر اين آگاهي كه در نسك(كتاب) تاريخ بخاراي ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان ساماني ، در ميانه سده چهارم هجري ، اين جشن با شكوهي بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوري» ناميده مي شده است . چون در روز شماري تازيان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار مي رفته شب چهارشنبه ي پايان سال را با « جشن سوري » به شادماني پرداخته و بدين گونه مي كوشيدند تا نحسي و نا خجستگي چنين شب و روزي را بر كنار كنند .
همچنين جاحظ در نَسَك خود با نام المحاسن و الاضداد (ص 277 ) به گجستگي(نا مبارك)چهارشنبه نزد تازيان اشاره مي كند . منوچهري در اين روز مردمان را به شادماني مي خواند تا از نا خوبي و بد يمني آن رها شوند . ( عبدالعظيم رضايي ، صص 119 118 ) اما بر پايه ي پژوهش هاي انجام شده ، زمان باستاني « جشن سوري» را مي توان در اين سه گاه باز جست :
۱. شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه ي كوچك
۲. نخستين شب پنجه ي بزرگ يا پنجه ي وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز « جشن همسپهمديم» (آخرين گاهنبار سالانه)
۳. ديدگاه سوم ، شب پاياني سال است كه ارجمندترين روز « جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش انسان است . ( هاشم رضي ، ص 149 ) .
افزون بر اين و بنا به سنتي كه براي برخي رويدادهاي بزرگ و جشن هاي باستاني ، برابر نهادي اسلامي نيز بدست داده شده است ، آتش افروزي و شادماني شب چهارشنبه ي آخر سال را برخي به قيام مختار ثقفي كه به خونخواهي امام حسين (ع)و فرزندانش قيام كرده بود ، نسبت مي دهند : « مختار وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي كشتگان كربلا قيام كرد ، براي اين كه موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر كفار بتازد ، دستور داد كه شيعيان بر بام خانه ي خود آتش روشن كنند و اين شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد» ( محمود روح الاميني ، ص 50 ) .

واژه « سوري » پارسي به چم(معني) « سرخ » مي باشد و چنان كه پيداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « ميهماني » هم در فارسي به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه اي گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است . در گذشته جشن هاي آتش كاملا" حالت جادويي داشته و بسيار بدوي بوده است . چگونگي اين جشن ، همساني و مانندگي هاي فراواني به جشن سده دارد . ( مهرداد بهار ، ص 233 )
استاد پورداود ، پس از بزرگداشت اين جشن باستاني ، به جستار(مبحث)ويژه اي اشاره دارد و بر اين باور است كه رسم پريدن از روي آتش و خواندن ترانه هايي همچون « سرخي تو از من ، زردي من از تو و … » از افزونه هاي پسا اسلامي است و از ديدگاهي ، بي احترامي به جايگاه ارجمند آتش به شمار مي رود . ( ابراهيم پور داود ، ص 75 )
اما به گفته يكي از دوستان به آساني ميتوان اين نگره را رد كرد: نخست ديدگاه مردم ايران نسبت به آتش؛خوب يكي از جنبه هاي تقدس آتش پاك نمودن بيماريها و دور كردن ارواح خبيثه (به تعبير آن دوران) بوده است؛ براي نمونه در صورت سرايت طاعون رخت و ابزار بيمار را در آتش مي ريختند تا از بدي ها پا ك شود؛ و ۱۰۰٪ اين بي احترامي به آتش بشمار نمي آيد. همين امروز هم رسم اسفند دود كردن و گرد خانه تاب دادن رايج است(براي زدودن شر و بيماري و چشم زخم)كه باز مانده از گذشته است؛ هم اكنون پريدن از روي آتش هم مي توانسته با فلسفه پاك كردن نفس صورت گرفته باشد.
دوم گذر سياوش از آتش؛ خب بايد ببينيم سيا وش چگونه از آتش گذشته است! فردوسي مي گويد:
ســيــاوش ســيــه را بــه تــنــدي بــتـــاخـــت
نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت
ز هــرســو زبــانــه هــمــي بـــركـــشـــيـــد
كــســي خـــود و اســـپ ســـيـــاوش نـــديـــد
خب آتش انبوهي بوده و سياوش هم تيز از آن گذشته است؛ و مي دانيم كه گامهاي اسب ريخت پرش دارد؛ پس سياوش به آرامي ونرمي از آتش نگذشته است.
برخي از آيين هاي جشن سوري
بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگي ( توپ مرواريد ) و … (علي بلوك باشي ، صص 63 57 ، بهرام فره وشي ، صص 49-44)
همچنين در جاهايي همچون شيراز ، كردستان و آذربايگان ، آداب و آيين ويژه و كهن تري وجود دارد . براي نمونه، سفره حضرت خضر ( ع ) و يا آب پاشي در سعديه كه ويژه ي شيراز است و يا سفره هاي خوراكي رنگيني كه در كردستان و آذربايگان آماده ميشود و نيز آيين آتش افروزي و شادماني همگاني مردم . برخي را عقيده بر اين است كه « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) با مراسم مربوط به بزرگداشت فروهر درگذشتگان نيز پيوند و بستگي دارد. البته استاد مهرداد بهار با اين ايده ي فرجامين همداستان نيست. ( مهرداد بهار ، ص 234 )
مرحوم استاد سعيد نفيسي در مقاله اي به نام "چهارشنبه سوري" بخشي از مراسم چهارشنبه سوري را كه سالها پيش در چند شهر مختلف ايران رواج داشت، اينگونه توضيح مي دهد:
قاشق زني يكي از تفريحات جوانترها در شب چهارشنبه سوري است يكي از آئينهاي سالانه ايرانيان چهارشنبه سوري يا به عبارتي ديگر چارشنبه سوري است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدي را با بر افروختن آتش و پريدن از روي آن به استقبال نوروز مي روند. مردم در اين روز براي دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمي را برگزار مي كنند كه ريشه اش به قرن ها پيش باز مي گردد. قاشق زني، آجيل مشكل گشا، پريدن از روي آتش، فالگوش ايستادن و... از مراسم اصلي شب چهارشنبه سوري است.
ظاهرا مراسم چهارشنبه سوري برگرفته از آئينهاي كهن ايرانيان است كه همچنان در ميان آنها و با اشكال ديگر در ميان باقي بازماندگان اقوام آريائي رواج دارد. اما دكتر كورش نيكنام موبد زرتشتي و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد كه چهارشنبه سوري هيچ ارتباطي با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شكل گيري اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران مي داند.

دكتر نيكنام در اين باره مي گويد:"ما زرتشتيان در كوچه ها آتش روشن نمي كنيم و پريدن از روي آتش را زشت مي دانيم. "در گاه شماري ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود ندارد. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم. شنبه و يكشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينكه ما شب چهارشنبه اي را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گوياي اين هست كه چهارشنبه سوري بعد از اسلام در ايران مرسوم شد." "ما پيش از تسلط اعراب بر ايران هر ماه را به سي روز تقسيم مي كرديم. و براي هر روز هم اسمي داشتيم . هرمز روز، بهمن روز،..."
آجيل چهارشنبه سوري "براي ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن مي كرديم تا روح نياكانمان را به خانه هايمان دعوت كنيم." "بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوري بازمانده آن آتش افروزي ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد براي اينكه اين سنت از بين نرود، نحسي چهارشنبه را بهانه كردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق كردند و شد چهارشنبه سوري." گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روي آن و گفتن عبارت "زردي من از تو، سرخي تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوري است. هر چند كه در سالهاي اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازي و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناك داده است. انداختن چادر بر سر و زدن قاشق برهم از ديگر رسوم اين شب است.
معمولا جوانترها با انداختن چادري بر سر به در خانه همسايه ها رفته و با قاشق زدن، از آنها شيريني يا مشتي آجيل مي گيرند. خوردن آجيل مشكل گشا كه بي شباهت به آجيل شب يلدا نيست، از اصول چهارشنبه سوري است. كه مردم با نيت دست يافتن به حاجتشان و يا رفع مشكلشان اين آجيل را مي خورند. در اواخر سلطنت سلسله قاجار در تهران در ميدان ارك توپي به نام " توپ مرواريد" وجود داشت كه در شبهاي چهارشنبه سوري اطرافش مملو از دختراني بود كه در آرزوي پيدا كردن شوهر بودند. آنها در اين شب به بالا اين توپ قديمي مي رفتند و براي بر آورده شده حاجتشان بر روي اين توپ آرزو مي كردند.
سعيد نفيسي در مقاله اي به نام "چهارشنبه سوري" بخشي از مراسم چهارشنبه سوري را كه سالها پيش در چند شهر مختلف ايران رواج داشت، اينگونه توضيح مي دهد: شيراز: آتش افروختن در معابر و خانه ها، فالگوش، اسپند سوزاندن، نمك گرد سر گرداندن( در موقع اسفند دود كردن و نمك گردانيدن زنان اوراد مخصوصي مي خوانند)؛ قلمرو چهارشنبه سوري در شيراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آنجا نيز توپ كهنه اي است كه مانند توپ مرواريد تهران زنان از آن حاجت مي خواهند. اصفهان: آتش افروختن در معابر، كوزه شكستن، فالگوش؛ گره گشائي و غيره كاملا متداول است.
مشهد: گره گشائي؛ آتش افروختن؛ كوزه شكستن و آتش بازي متداول است و علاوه بر آن در هر خانه يكي دو تير تفنگ مي اندازند. زنجان: آتش افروختن؛ فالگوش و كوزه شكستن متداول است. در مراسم كوزه شكستن در زنجان، پولي با آب در كوزه مي اندازند و از بام به زير مي افكنند. ديگر از رسوم مردم اين شهر در چهارشنبه سوري اين كه دختراني را كه مي خواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار مي برند و هفت گره بر جامه ايشان مي زنند و پسران نابالغ بايد اين گره ها را بگشايند. تبريز: آجيل و ميوه خشك از ضروريات است و ديگر اينكه در اين شب مردم از بام خانه ها بر سر عابرين آب مي ريزند. اروميه: شب جهارشنبه سوري بر بام خانه ها مي روند و كجاوه اي را كه زينت كرده و آرايش داده با طناب از بام به سطح خانه فرود مي آورند و مي گويند:" بكش كه حق مرادت را بدهد." كسي كه در خانه است مكلف است كه در آن كجاوه شيرني و آجيل بريزد وپس از آنكه در آن چيزي ريختند آن را بالا كشيده و به بام خانه ديگري مي برند

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:7 |
مادرش خانه دار و پدرش نیز مهندس مکانیک میباشد

در کنکور در سه رشته مترجمی زبان٬مهندسی معدن و مهندسی مکانیک قبول شد

از همزمانی تولدش و آغاز بهار بسیار خوشحال است و این اولین همزمانی را برای خدش خوش یمن میداند

بازی خودش را در فیلم های بوتیک و آتش بس بیشتر از بقیه فیلم هایش دوست دارد

مارمولک را بهترین فیلمی میدونه که تا حالا دیده

اصلا اهل تلویزیون نیست و سریال های تلویزیونی را دنبال نمیکنه

به گفته خودش پدر و مادرش هیچ وقت نگذاشتند کمبودی را توی زندگی احساس کنه و هیچ وقت طعم فقر را نچشیده

پدر و مادرش و بعد هم بردیا را بهترین دوستان خودش میدونه

بودن در کنار بچه های کوچولو را دوست داره البته اگر برسام خواهرزاده کوچولوش باشه بیشتر لذت میبره

اولین دعاش در لحظه سال نو برای سلامتی خودش٬خانواده اش و بیمارانی که در بیمارستان بستری هستند

به فال و فالگیری اعتقاد نداره و همه این ها را سرگرمی میدونه

معمولا تولدهاش را خانوادگی میگیره و جشن عمومی برگزار نمیکنه

"به هرچی میخواستم رسیدم و از زندگیم رضایت کامل دارم"این حرف بارها در مصاحبه های او به چشم میخوره

ماشینش یک بنز سفید میباشد

در دوران مدرسه همیشه در درس ادبیات نمره بیست گرفته

مدیریت یک شرکت واردات و ساخت تجهیزات و لوازم اسکی با وی میباشد

در بچگی فکر میکرده که یه روزی حتما یک دندان پزشک میشه

به ایتالیا٬فرانسه٬انگلیس٬آلمان٬آمریکا و تقریبا تمامی کشورهای قاره اروپا سفر کرده است

به فریدون زندی علاقه دارد

در دوران کودکی عاشق اسباب بازی هایش بوده و هیچ گاه از آنها جدا نمیشده

عاشق شکلات است

بهترین هدیه تولدش را یک تابلوی نقاشی از صورتش که توسط یک هنرمند خردسال کشیده شده است میداند

مردم و هوادارانش را بسیار دوست دارد و به آنها احترام میگذارد

شهرتش را از لطف زیاد مردم نسبت به خودش میداند

در آن مدت یک سالی که در هیچ فیلمی بازی نکرد همه میگفتند ممنوع الفعالیت شده است ولی این مساله شایعه ای بی اساس بود

پسر کوچولوی ۹ ساله روشندل که در شیراز در طول مسابقه والیبال به زدن کیبورد پرداخته بود تاثیر زیادی روی او گذاشته و برای او طلب شفا از خداوند را خواستار است

فقط چهره اش نبود که کمک شایانی به او در صحنه سینما کرده بلکه استعداد ذاتی و خدادادی اش نیز در این زمینه تاثیر زیادی داشت

هیچ وقت وارد حاشیه نشده و همیشه به دور از این وادی میباشد

خاطرات بد خود را فقط مربوط به دیدار از خانه معلولین در رشت میدونه که از وضعیت و حرف های آنها بسیار متاثر شده است

بازی در سینما را به عنوان یک منبع درآمد نمیدونه

خواسته او همیشه از مردم اینه که با یک شاخه گل به دیدار کودکان بی سرپرست و به آسایشگاه ها سری بزنند

به تیم ملی فوتبال ایران بسیار علاقه مند است و حتی دوست داشت که بازیهای ایران در جام جهانی را از نزدیک ببینه

آلبوم غریبانه کویتی پور را دوست دارد و از علاقه مندان به صدای او میباشد

هیچ وقت دوست نداره برای زندگی کردن از ایران خارج بشه

معمولا تعطیلات آخر هفته به توچال و دیزین میره البته فقط زمستانها

وابستگی شدیدی به خانواده اش داره

هزینه موبایلش زمانی که در سفرهای خارجی باشه بسیار بیشتر از مواقع عادی میشه چون دایما با خانواده اش در تماسه

بدترین حادثه در طول عمرش را زلزله بم میدونه و هرگز اون را از یاد نمیبره

به کارتون سوپرمن در بچگی علاقه داشته

مدتی شایعه شده بود که استقلالیه شاید علت شایعه استقلالی بودنش به دوستی با فراز فاطمی برگرده

ماکارونی و قورمه سبزی را در بین غذاها ترجیح میده

چندی پیش برای مراسم چهارمین سالگرد تاسیس باشگاه هنرمندان دعوت شد و چند کلمه ای با مردم سخن گفت او مثل همیشه ساده و آرام در این جشن حضور پیدا کرد

پدرش در سالیان دور عضو تیم پاس بوده است به همین خاطر او یکی از طرفداران تیم پاس میباشد

به نگهداری از حیوانات علاقه ای ندارد

هیچ وقت تیم ملی فوتبال را تنها نگذاشته و همیشه حمایت خود را از این تیم اعلام نموده و بارها به دیدار اعضای تیم ملی رفته

رنگ سفید٬کرم٬مشکی را بیشتر از بقیه رنگ ها دوست دارد

بر خلاف اون چیزی که همه فکر میکنند اصلا مغرور نیست و خدش را نمیگیره

از بدلیجات اصلا استفاده نمیکنه

جلوی دوربین هرکسی برای عکس انداختن نمی ایسته

اصلا اهل مصاحبه نیست و خیلی کم پیش میاد رو در رو با روزنامه ای مصاحبه کنه ولی اهل روزنامه خوندن است

اغلب به نام رضا صدایش میزنند تا محمدرضا

زیاد برای خرید کردن بیرون نمیره و فقط از جاهای مشخص خرید میکنه

در رانندگی کردن تبحر و به ماشین bmwعلاقه زیادی داره

تا به حال در تلویزیون دیده نشده و فقط گاهی در تیزرهای فیلم های سینمایی اش

در هر فیلم در یک نقش جدید ظاهر میشه و سعی میکنه از کلیشه شدن دور باشه

تا به حال از کسی به عنوان الگوی خودش نام نبرده

عزیزترین فرد برای اون توی دنیا مادرشه و مادرش را خیلی دوست داره

اهل ریسک نیست و همه کارهاش را با فکر انجام میده

بی شک یکی از چهره های ماندگار سینما است و هرگز از یادها نخواهد رفت

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 15:17 |
گلزار
مادرش خانه دار و پدرش نیز مهندس مکانیک میباشد

در کنکور در سه رشته مترجمی زبان٬مهندسی معدن و مهندسی مکانیک قبول شد

از همزمانی تولدش و آغاز بهار بسیار خوشحال است و این اولین همزمانی را برای خدش خوش یمن میداند

بازی خودش را در فیلم های بوتیک و آتش بس بیشتر از بقیه فیلم هایش دوست دارد

مارمولک را بهترین فیلمی میدونه که تا حالا دیده

اصلا اهل تلویزیون نیست و سریال های تلویزیونی را دنبال نمیکنه

به گفته خودش پدر و مادرش هیچ وقت نگذاشتند کمبودی را توی زندگی احساس کنه و هیچ وقت طعم فقر را نچشیده

پدر و مادرش و بعد هم بردیا را بهترین دوستان خودش میدونه

بودن در کنار بچه های کوچولو را دوست داره البته اگر برسام خواهرزاده کوچولوش باشه بیشتر لذت میبره

اولین دعاش در لحظه سال نو برای سلامتی خودش٬خانواده اش و بیمارانی که در بیمارستان بستری هستند

به فال و فالگیری اعتقاد نداره و همه این ها را سرگرمی میدونه

معمولا تولدهاش را خانوادگی میگیره و جشن عمومی برگزار نمیکنه

"به هرچی میخواستم رسیدم و از زندگیم رضایت کامل دارم"این حرف بارها در مصاحبه های او به چشم میخوره

ماشینش یک بنز سفید میباشد

در دوران مدرسه همیشه در درس ادبیات نمره بیست گرفته

مدیریت یک شرکت واردات و ساخت تجهیزات و لوازم اسکی با وی میباشد

در بچگی فکر میکرده که یه روزی حتما یک دندان پزشک میشه

به ایتالیا٬فرانسه٬انگلیس٬آلمان٬آمریکا و تقریبا تمامی کشورهای قاره اروپا سفر کرده است

به فریدون زندی علاقه دارد

در دوران کودکی عاشق اسباب بازی هایش بوده و هیچ گاه از آنها جدا نمیشده

عاشق شکلات است

بهترین هدیه تولدش را یک تابلوی نقاشی از صورتش که توسط یک هنرمند خردسال کشیده شده است میداند

مردم و هوادارانش را بسیار دوست دارد و به آنها احترام میگذارد

شهرتش را از لطف زیاد مردم نسبت به خودش میداند

در آن مدت یک سالی که در هیچ فیلمی بازی نکرد همه میگفتند ممنوع الفعالیت شده است ولی این مساله شایعه ای بی اساس بود

پسر کوچولوی ۹ ساله روشندل که در شیراز در طول مسابقه والیبال به زدن کیبورد پرداخته بود تاثیر زیادی روی او گذاشته و برای او طلب شفا از خداوند را خواستار است

فقط چهره اش نبود که کمک شایانی به او در صحنه سینما کرده بلکه استعداد ذاتی و خدادادی اش نیز در این زمینه تاثیر زیادی داشت

هیچ وقت وارد حاشیه نشده و همیشه به دور از این وادی میباشد

خاطرات بد خود را فقط مربوط به دیدار از خانه معلولین در رشت میدونه که از وضعیت و حرف های آنها بسیار متاثر شده است

بازی در سینما را به عنوان یک منبع درآمد نمیدونه

خواسته او همیشه از مردم اینه که با یک شاخه گل به دیدار کودکان بی سرپرست و به آسایشگاه ها سری بزنند

به تیم ملی فوتبال ایران بسیار علاقه مند است و حتی دوست داشت که بازیهای ایران در جام جهانی را از نزدیک ببینه

آلبوم غریبانه کویتی پور را دوست دارد و از علاقه مندان به صدای او میباشد

هیچ وقت دوست نداره برای زندگی کردن از ایران خارج بشه

معمولا تعطیلات آخر هفته به توچال و دیزین میره البته فقط زمستانها

وابستگی شدیدی به خانواده اش داره

هزینه موبایلش زمانی که در سفرهای خارجی باشه بسیار بیشتر از مواقع عادی میشه چون دایما با خانواده اش در تماسه

بدترین حادثه در طول عمرش را زلزله بم میدونه و هرگز اون را از یاد نمیبره

به کارتون سوپرمن در بچگی علاقه داشته

مدتی شایعه شده بود که استقلالیه شاید علت شایعه استقلالی بودنش به دوستی با فراز فاطمی برگرده

ماکارونی و قورمه سبزی را در بین غذاها ترجیح میده

چندی پیش برای مراسم چهارمین سالگرد تاسیس باشگاه هنرمندان دعوت شد و چند کلمه ای با مردم سخن گفت او مثل همیشه ساده و آرام در این جشن حضور پیدا کرد

پدرش در سالیان دور عضو تیم پاس بوده است به همین خاطر او یکی از طرفداران تیم پاس میباشد

به نگهداری از حیوانات علاقه ای ندارد

هیچ وقت تیم ملی فوتبال را تنها نگذاشته و همیشه حمایت خود را از این تیم اعلام نموده و بارها به دیدار اعضای تیم ملی رفته

رنگ سفید٬کرم٬مشکی را بیشتر از بقیه رنگ ها دوست دارد

بر خلاف اون چیزی که همه فکر میکنند اصلا مغرور نیست و خدش را نمیگیره

از بدلیجات اصلا استفاده نمیکنه

جلوی دوربین هرکسی برای عکس انداختن نمی ایسته

اصلا اهل مصاحبه نیست و خیلی کم پیش میاد رو در رو با روزنامه ای مصاحبه کنه ولی اهل روزنامه خوندن است

اغلب به نام رضا صدایش میزنند تا محمدرضا

زیاد برای خرید کردن بیرون نمیره و فقط از جاهای مشخص خرید میکنه

در رانندگی کردن تبحر و به ماشین bmwعلاقه زیادی داره

تا به حال در تلویزیون دیده نشده و فقط گاهی در تیزرهای فیلم های سینمایی اش

در هر فیلم در یک نقش جدید ظاهر میشه و سعی میکنه از کلیشه شدن دور باشه

تا به حال از کسی به عنوان الگوی خودش نام نبرده

عزیزترین فرد برای اون توی دنیا مادرشه و مادرش را خیلی دوست داره

اهل ریسک نیست و همه کارهاش را با فکر انجام میده

بی شک یکی از چهره های ماندگار سینما است و هرگز از یادها نخواهد رفت

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 19:0 |
گلزار
مادرش خانه دار و پدرش نیز مهندس مکانیک میباشد

در کنکور در سه رشته مترجمی زبان٬مهندسی معدن و مهندسی مکانیک قبول شد

از همزمانی تولدش و آغاز بهار بسیار خوشحال است و این اولین همزمانی را برای خدش خوش یمن میداند

بازی خودش را در فیلم های بوتیک و آتش بس بیشتر از بقیه فیلم هایش دوست دارد

مارمولک را بهترین فیلمی میدونه که تا حالا دیده

اصلا اهل تلویزیون نیست و سریال های تلویزیونی را دنبال نمیکنه

به گفته خودش پدر و مادرش هیچ وقت نگذاشتند کمبودی را توی زندگی احساس کنه و هیچ وقت طعم فقر را نچشیده

پدر و مادرش و بعد هم بردیا را بهترین دوستان خودش میدونه

بودن در کنار بچه های کوچولو را دوست داره البته اگر برسام خواهرزاده کوچولوش باشه بیشتر لذت میبره

اولین دعاش در لحظه سال نو برای سلامتی خودش٬خانواده اش و بیمارانی که در بیمارستان بستری هستند

به فال و فالگیری اعتقاد نداره و همه این ها را سرگرمی میدونه

معمولا تولدهاش را خانوادگی میگیره و جشن عمومی برگزار نمیکنه

"به هرچی میخواستم رسیدم و از زندگیم رضایت کامل دارم"این حرف بارها در مصاحبه های او به چشم میخوره

ماشینش یک بنز سفید میباشد

در دوران مدرسه همیشه در درس ادبیات نمره بیست گرفته

مدیریت یک شرکت واردات و ساخت تجهیزات و لوازم اسکی با وی میباشد

در بچگی فکر میکرده که یه روزی حتما یک دندان پزشک میشه

به ایتالیا٬فرانسه٬انگلیس٬آلمان٬آمریکا و تقریبا تمامی کشورهای قاره اروپا سفر کرده است

به فریدون زندی علاقه دارد

در دوران کودکی عاشق اسباب بازی هایش بوده و هیچ گاه از آنها جدا نمیشده

عاشق شکلات است

بهترین هدیه تولدش را یک تابلوی نقاشی از صورتش که توسط یک هنرمند خردسال کشیده شده است میداند

مردم و هوادارانش را بسیار دوست دارد و به آنها احترام میگذارد

شهرتش را از لطف زیاد مردم نسبت به خودش میداند

در آن مدت یک سالی که در هیچ فیلمی بازی نکرد همه میگفتند ممنوع الفعالیت شده است ولی این مساله شایعه ای بی اساس بود

پسر کوچولوی ۹ ساله روشندل که در شیراز در طول مسابقه والیبال به زدن کیبورد پرداخته بود تاثیر زیادی روی او گذاشته و برای او طلب شفا از خداوند را خواستار است

فقط چهره اش نبود که کمک شایانی به او در صحنه سینما کرده بلکه استعداد ذاتی و خدادادی اش نیز در این زمینه تاثیر زیادی داشت

هیچ وقت وارد حاشیه نشده و همیشه به دور از این وادی میباشد

خاطرات بد خود را فقط مربوط به دیدار از خانه معلولین در رشت میدونه که از وضعیت و حرف های آنها بسیار متاثر شده است

بازی در سینما را به عنوان یک منبع درآمد نمیدونه

خواسته او همیشه از مردم اینه که با یک شاخه گل به دیدار کودکان بی سرپرست و به آسایشگاه ها سری بزنند

به تیم ملی فوتبال ایران بسیار علاقه مند است و حتی دوست داشت که بازیهای ایران در جام جهانی را از نزدیک ببینه

آلبوم غریبانه کویتی پور را دوست دارد و از علاقه مندان به صدای او میباشد

هیچ وقت دوست نداره برای زندگی کردن از ایران خارج بشه

معمولا تعطیلات آخر هفته به توچال و دیزین میره البته فقط زمستانها

وابستگی شدیدی به خانواده اش داره

هزینه موبایلش زمانی که در سفرهای خارجی باشه بسیار بیشتر از مواقع عادی میشه چون دایما با خانواده اش در تماسه

بدترین حادثه در طول عمرش را زلزله بم میدونه و هرگز اون را از یاد نمیبره

به کارتون سوپرمن در بچگی علاقه داشته

مدتی شایعه شده بود که استقلالیه شاید علت شایعه استقلالی بودنش به دوستی با فراز فاطمی برگرده

ماکارونی و قورمه سبزی را در بین غذاها ترجیح میده

چندی پیش برای مراسم چهارمین سالگرد تاسیس باشگاه هنرمندان دعوت شد و چند کلمه ای با مردم سخن گفت او مثل همیشه ساده و آرام در این جشن حضور پیدا کرد

پدرش در سالیان دور عضو تیم پاس بوده است به همین خاطر او یکی از طرفداران تیم پاس میباشد

به نگهداری از حیوانات علاقه ای ندارد

هیچ وقت تیم ملی فوتبال را تنها نگذاشته و همیشه حمایت خود را از این تیم اعلام نموده و بارها به دیدار اعضای تیم ملی رفته

رنگ سفید٬کرم٬مشکی را بیشتر از بقیه رنگ ها دوست دارد

بر خلاف اون چیزی که همه فکر میکنند اصلا مغرور نیست و خدش را نمیگیره

از بدلیجات اصلا استفاده نمیکنه

جلوی دوربین هرکسی برای عکس انداختن نمی ایسته

اصلا اهل مصاحبه نیست و خیلی کم پیش میاد رو در رو با روزنامه ای مصاحبه کنه ولی اهل روزنامه خوندن است

اغلب به نام رضا صدایش میزنند تا محمدرضا

زیاد برای خرید کردن بیرون نمیره و فقط از جاهای مشخص خرید میکنه

در رانندگی کردن تبحر و به ماشین bmwعلاقه زیادی داره

تا به حال در تلویزیون دیده نشده و فقط گاهی در تیزرهای فیلم های سینمایی اش

در هر فیلم در یک نقش جدید ظاهر میشه و سعی میکنه از کلیشه شدن دور باشه

تا به حال از کسی به عنوان الگوی خودش نام نبرده

عزیزترین فرد برای اون توی دنیا مادرشه و مادرش را خیلی دوست داره

اهل ریسک نیست و همه کارهاش را با فکر انجام میده

بی شک یکی از چهره های ماندگار سینما است و هرگز از یادها نخواهد رفت

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 18:59 |

نام اصلي: محمدرضا
نام خانوادگي اصلي: گلزار

سمت (در بخش هاي): بازیگران،

......................................

تاريخ تولد: 1354

محل تولد: تهران

مليت: ایران

......................................


مدرك تحصيلي: لیسانس مکانیک



بيوگرافي

قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم "سام و نرگس" بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای "زمانه"، "بالای شهر، پایین شهر" و "شام آخر" بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.
محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای "بوتیک" و "چشمان سیاه" بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم "13 گربه روی شیروانی" آغاز کرد.
شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم "بوتیک" نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...



بخشي از فيلم شناسي:

1385 تله ( سیروس الوند ) [بازیگر]

1384 آتش بس ( تهمینه میلانی ) [بازیگر]

1383 گل یخ ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]

1382 کما ( آرش معیریان ) [بازیگر]

1382 زهر عسل ( ابراهیم شیبانی ) [بازیگر]

1381 چشمان سیاه ( ایرج قادری ) [بازیگر]

1381 زمانه ( حمیدرضا صلاحمند ) [بازیگر]

1381 بوتیک ( حمید نعمت الله ) [بازیگر]

1381 سیزده گربه روی شیروانی ( علی عبدالعلی زاده ) [بازیگر]

1380 بالای شهر پایین شهر ( اکبر خامین ) [بازیگر]

1380 شام آخر ( فریدون جیرانی ) [بازیگر]

1379 سام و نرگس ( ایرج قادری ) [بازیگر]



جوايز و انتخابها

>> کاندید لوح زرین انتخاب ویژه سال (بوتیک)

[ دوره 5 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1384 ]

.................................................................

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 18:58 |

نام گروه:BACKSTREET BOYS(BSB)
تاريخ تشكيل: 1993-فلوريدا امريكا.
نام گروه:BACKSTREET BOYS(BSB)
تاريخ تشكيل: 1993-فلوريدا امريكا.






اعضاء گروه: بیو گرافی گروه back street boys






1-NICHOLAS GENE CARTER
نام هنري:NICK CARTER
اسامي مستعار:NICKY-CHAOS-FRACK
تاريخ تولد: 28 ژانويه 1980-نيويورك.
قد: 183 سانتيمتر.
روابط مهم:PARIS HILTON---2004.
برادر:AaRON CARTER---خواننده.
موارد ديگر: وي آموزش غواصي نيز ديده است.






بیو گرافی گروه back street boys







2-ALEXANDER JAMES MCLEAN
نام هنري:AJ MCLEAN
اسامي مستعار:ALEX-MR.COOL-BONE
تاريخ تولد: 9 ژانويه 1978-فلوريدا امريكا.
موارد ديگر: وي در كـودكـــي مدل بوده است- وي به الكل
اعتياد مختصري داشته و از افسردگي نيز رنج ميبرد.







بیو گرافی گروه back street boys








3-BRIAN THOMAS LITTRELL
نام هنري:BRIAN LITTRELL
اسامي مستعار:BRI-B-B ROK
تاريخ تولد: 20 فبريه 1975-كنتاكي امريكا.
قد: 173 سانتي متر.
همسر:LEIGHANNE LITRELL----ازدواج: 2000.
پسر:BAYLEE---3 ساله.









بیو گرافی گروه back street boys









4-KEVIN SCOTT RICHARDSON
نام هنري:KEVIN RICHARDSON
اسامي مستعار:BOO-TRAIN
تاريخ تولد: 3 اكتبر 1971 كنتاكي امريكا.
قد: 185 سانتي متر.
همسر:KRISTIN RICHARDSON---ازدواج: 2000 .
موارد ديگر: وي مربي رقص نيز ميباشد.









بیو گرافی گروه back street boys







5-HOEARD DWAINE DOROUGH
نام هنري:HOWIE DOROUGH
اسامي مستعار:SWEET D-HOWIE D
تاريخ تولد: 22 آگوست 1973-فلوريدا امريكا.
قد:168 سانتي متر






جوايز دريافتي:
WORLD MUSIC AWARDS-BILLBOARDS AWARDS




آلبومها:


1996/1997 Backstreet Boys:





1999 Millennium:






بیو گرافی گروه back street boys





2000 :Black & Blue







بیو گرافی گروه back street boys







2001 The Hits: Chapter One:








بیو گرافی گروه back street boys







2005 Never Gone:








بیو گرافی گروه back street boys








شمار آلبومهاي بفروش رفته: 75 ميليون.









اعضاء گروه: بیو گرافی گروه back street boys






1-NICHOLAS GENE CARTER
نام هنري:NICK CARTER
اسامي مستعار:NICKY-CHAOS-FRACK
تاريخ تولد: 28 ژانويه 1980-نيويورك.
قد: 183 سانتيمتر.
روابط مهم:PARIS HILTON---2004.
برادر:AaRON CARTER---خواننده.
موارد ديگر: وي آموزش غواصي نيز ديده است.






بیو گرافی گروه back street boys







2-ALEXANDER JAMES MCLEAN
نام هنري:AJ MCLEAN
اسامي مستعار:ALEX-MR.COOL-BONE
تاريخ تولد: 9 ژانويه 1978-فلوريدا امريكا.
موارد ديگر: وي در كـودكـــي مدل بوده است- وي به الكل
اعتياد مختصري داشته و از افسردگي نيز رنج ميبرد.







بیو گرافی گروه back street boys








3-BRIAN THOMAS LITTRELL
نام هنري:BRIAN LITTRELL
اسامي مستعار:BRI-B-B ROK
تاريخ تولد: 20 فبريه 1975-كنتاكي امريكا.
قد: 173 سانتي متر.
همسر:LEIGHANNE LITRELL----ازدواج: 2000.
پسر:BAYLEE---3 ساله.









بیو گرافی گروه back street boys









4-KEVIN SCOTT RICHARDSON
نام هنري:KEVIN RICHARDSON
اسامي مستعار:BOO-TRAIN
تاريخ تولد: 3 اكتبر 1971 كنتاكي امريكا.
قد: 185 سانتي متر.
همسر:KRISTIN RICHARDSON---ازدواج: 2000 .
موارد ديگر: وي مربي رقص نيز ميباشد.









بیو گرافی گروه back street boys







5-HOEARD DWAINE DOROUGH
نام هنري:HOWIE DOROUGH
اسامي مستعار:SWEET D-HOWIE D
تاريخ تولد: 22 آگوست 1973-فلوريدا امريكا.
قد:168 سانتي متر






جوايز دريافتي:
WORLD MUSIC AWARDS-BILLBOARDS AWARDS




آلبومها:


1996/1997 Backstreet Boys:





1999 Millennium:






بیو گرافی گروه back street boys





2000 :Black & Blue







بیو گرافی گروه back street boys







2001 The Hits: Chapter One:








بیو گرافی گروه back street boys







2005 Never Gone:








بیو گرافی گروه back street boys








شمار آلبومهاي بفروش رفته: 75 ميليون.


+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 18:19 |



هنرپيشه مرحوم سينما ؟
الف) رضا ژيان
ب) رضا ماکسيما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور

هنرپيشه مرحوم فيلم “ممل آمريکايي” ؟
الف) نعمت الله گرجي
ب) نعمت الله ساقه طلايي
ک) نعمت الله شيرين عسل
ش) نعمت الله مينو

هنرپيشه زن معروف سينما ؟
الف) هديه تهراني
ب) کادوي تهراني
ک) چشم روشني تهراني
ش) قابل نداره تهراني

بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟
الف) پارسا پيروزفر
ب) فارسا فيروزپر
ک) پارسا پيروزپر
ش) فارسا فيروزفر

يکي از آهنگ هاي منصور ؟
الف) ديوونه
ب) … خل
ک) منگل
ش) عجوج مجوج!

خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟
الف) پاپ
ب) اسقف
ک) راهبه
ش) موبد

تست های ورزشی!!!

کشتي گير گردن کلفت ايران ؟
الف) عباس جديدي
ب) عباس قديمي
ک) عباس نيو
ش) عباس آپ تو ديت

تيم فوتبال آباداني ؟
الف) نفت آبادان
ب) بنزين آبادان
ک) گازوئيل آبادان
ش) روغن آبادان

باشگاه انگليسي ؟
الف) ميدلزبرو
ب) ميدلزبيا
ک) ميدلزبودي حالا
ش) ميدلزپاشو برو گمشو

بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟
الف) حسن صالح حميدزيچ
ب) حميد صالح حسنزيچ
ک) حسن حميد صالحزيچ
ش) بابا چند نفر به يه نفر ؟؟؟

دروازه بان انگليس در جام جهاني ١٩٩٨ فرانسه ؟
الف) ديويد سيمن
ب) ديويد سيمثقال
ک) ديويد سيگرم
ش) ديويد سيتن

مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟
الف) اندي کول
ب) اندي سرشانه
ک) اندي پشت بازو
ش) اندي مرسي هيکل

مهاجم تيم ملي هلند و آرسنال ؟
الف) دنيس برگکمپ
ب) دنيس اروين
ک) دنيس وايز
ش) دنيس تريکو

تست های علمی تفريحی !!!

مساحت دايره چقدر است ؟
الف) ٢ متر
ب) ٥/٢ متر
ک) بيشتره
ش) صبر کن بپرسم

سرعت نور چقدر است ؟
الف) خوب است
ب) بد نيست
ک) شما چطوري ؟
ش) چه خبر ؟

در بيت زير چه صنعتي به کار رفته است ؟
“بي وفايي ، بي وفايي ، دل من از غصه داغون شده”
الف) ايهام
ب) صنعت نفت
ک) صنعت پتروشيمي
ش) صنعت آبکش سازي

شاعر قرن ده دوازده؟
الف) هاتف اصفهاني
ب) ابي اصفهاني
ک) اندي اصفهاني
ش) سياوش قميشي اصفهاني

فعل “خوردن” را صرف کنيد ؟
الف) چشم
ب) صرف شده
ک) ميل ندارم
ش) نوش جان

يکي از وسايل مربوط به فيزيک که در عينک ، تلسکوپ و ميکروسکوپ به کار ميرود ؟
الف) عدسي
ب) کاچي
ک) فرني
ش) لوبيا با دوغ

دانشمندي که بين بار الکتريکي و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه اي نوشت ؟
الف) تامسون
ب) واشنگتني
ک) بمي
ش) شهسواري

شاخه اي از علم فيزيک ؟
الف) مکانيک
ب) باطري ساز
ک) بوسترساز
ش) کمک فنرساز

نويسنده “منطق الطير” کدام شاعر است ؟
الف) عطار نيشابوري
ب) نجار نيشابوري
ک) سمسار نيشابوري
ش) کوپن فروش نيشابوري

يکي از اشکال ماده ؟
الف) گاز
ب) يخچال
ک) بخاري
ش) ماشين ظرف شويي

نام ديگر اسيد فرميک ؟
الف) جوهر مورچه
ب) جوهر مورچه خوار
ک) جوهر پلنگ صورتي
ش) جوهر سرندي پيتي

نام گاز سرد کننده يخچال هاي قديمي ؟
الف) فرعون (فرئون)
ب) نمرود
ک) ابرهه
ش) خسرو پرويز

نام ديگر گازهاي بي اثر مثل هليم ، نئون و … ؟
الف) گازهاي نجيب
ب) گازهاي سر به زير
ک) گازهاي باوقار
ش) کلا بچه هاي خوبي هستن

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 18:17 |
 عکس های متحرک از یانگوم حتما ببینین
+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 18:12 |
 در 30 خرداد ماه 1386 به بينندگان تيز بين شبكه 5 رسانه ملي سلام عرض ميكنم.اين آخرين برنامه شب شيشه اي است .ميهمان امشب برنامه ما بازيگر دوست داشتني و خوش چهره سينماي ايران است. نوازنده حرفه اي موسيقي، فارغ التحصيل رشته مهندسي مكانيك سيالات، رتبه 5 دانشگاه آزاد در سال 1373 ، پول ساز ترين بازيگر سينماي ايران ،محمد رضا گلزار سلام شب بخير به برنامه ما خوش آمديد.  عرض ادب و سلام دارم خدمت شما و مردم عزيزم. سوال نظر سنجي - در كداميك از اثرات زير محمد رضا گلزار موفق تر بوده است؟ 1- شام آخر 2- بوتيك 3- گل يخ 4- آتش بس - محمد رضا اهل انتقاد هستي يا كه نه ازت انتقاد نكنم ؟  بله لطفاً اين كار را بكنيد. - بسياري از كارشناسان ميگويند كه محمد رضا گلزار فقط به خاطر قيافه قشنگش چهره و ظاهرش و با تكيه به چشمهاي سبزش ستاره سينما شده و غير از اين چيز ديگري نبوده است.  اين چه سوالي است آقاي رشيد پور شما مگر از روحيه هنرمندان خبر نداريد قبلاً هم گفته بودم كه اگر بخواهيد از اين سوالات بكنيد از اينجا ميروم.(از سر جا یشان بلند شدند )ترسيدين؟...... - با خودم گفتم چرا حالا یکدفعه بلند شد. - بايد از هنرمندان انتقاد كرد يا نه ؟  من احساس ميكنم كه اگر در انتقاد غرض ورزي نباشد هيچ اشكالي ندارد . - اينكه شما با ظاهر زيبا در سينما موفق شده ايد را ميپذيريد؟  بخاطر چهره يا فيزيك خاص وارد سينما شدن از نظر شما اشكالي دارد. - نظر شخصي من نه.  اينكه وارد سينما بشوي اشكالي ندارد شرط اصلي ماندگاري است من اميدوارم كه در اين عرصه كه تازه وارد آن شده ام بتوانم ماندگار بشوم . - الان به دو تا نكته اشاره كرديد يكي اينكه راه درازي دارم يكي اينكه مي خواهم ماندگار بشوم كسي كه نگاهش به سينما اين بوده حتي فيلم اولش هم چنگي به دل نمي زند اگر نگاه شما اين بوده فيلم اولت فيلم غير مترقبه اي نيست فيلمي نيست كه بشود روي آن حساب كرد .  فيم اول براي من كه هيچ اطلاعاتي در مورد سينما نداشتم در بدو ورود. من خيلي اتفاقي وارد اين عرصه شدم توسط آقاي قادري و اينكه وقتي كه وارد شدم سعي كردم بر دانش و تجربه سينمائي ام اضافه بكنم كما اينكه من حرف شما را نمي پذيرم كار سام و نرگس را من به عنوان كار اول دوست ميدارم در آن زمان من هيچ پيش زمينه ذهني نسبت به سينما نداشتم اگر كارنامه سينمايي من را تماشاكنيد يك روند روبه رشدي در آن خواهيد ديد باز هم بايد تلاش بكنم با اين حال ميدانم كه ضعفهايي هم در كار من بوده و هست جبران ميكنم. - اگر اين روند رو به رشد شما را بپذيريم محمد رضا گلزار در همين اواخر هم اشتباهات كمي را مرتكب نمي شود فيلمهايي از شما روي پرده ميبينيم كه ميگوييم كه محممد رضا كه ميگفت من مي خواهم روند رو به رشد داشته باشم پس چه شد ؟  ببینید فيلمي را كه قرار است بازي بكني از ابتدا نمي داني كه چه اتفاقي قرار است در آن بيافتد نام كارگردان حرفه اي و فيلمنامه پتانسيل خوبي دارد کستینگ خوب ، همه نشان می دهند كه در آن باید اتفاق خوبي بيافتد و هيچ اطلاعي نسبت به نتيجه كار نداري و شرايط سينماي ما را نيز كه ميدانيد اگر فيلمي ضعيف از آب در آمده است دلايلش اينها بوده است. - يعني بيشتر به اسمها نگاه كردي و فيلمنامه را ديد ی كه پختگي دارد .  معمولاً اكثر كارگردانها قبل از شروع فيلمبرداري می گویند ما باهات همكاري ميكنيم فيلم نامه جاي عوض شدن دارد نظرات شما حتماً ديده خواهد شد ولي اين اتفاق گاهي اوقات نمي افتد . ولي در بعضي فيلمها اين اتفاق مي افتد مثلاً كار آقاي نعمت الله . - من احساس مي كنم كه محمد رضا گلزار در فيلم آقاي نعمت الله كه اولين فيلمش هم است چقدر بازي خوبي از خودش به جا ميگذارد كانديداي دريافت جايزه از يك جشنواره معتبر سينمايي ميشود چطور است كه با يك كارگردان نا شناس مي تواند بازي خوبي را از خودش به نمايش بگذارد ولي با يك كارگردان معتبر در اين اواخر خير؟  اين را كه ميگوييد من ياد يك جمله اي مي افتم از جيمز دينك كه هميشه در ذهن من است ايشان گفته اند كه اگر بازيگري صحنه اي را آن طور كه كارگردان ميخواهد اجرا بكند، اين كار خاصي نيست. يعني هر آدمي با يكسري خصوصيات فيزيكي مي تواند آن كار را انجام بدهد بهتر اينكه بازيگر مسير را از كارگردان بگيرد طبق آن مسير شرايطي كه خودش ميخواهد را ايجاد بكند تابع دستورات بودن كار خاصي نيست . - يعني كارگردان بايد به بازيگر اعتماد بكند و فقط مسير را به آن نشان بدهد؟  براي من در آتش بس اتفاق افتاد خانم ميلاني اعتماد كردند كار آقاي نعمت الله كار حسين لطيفي عزيز در توفيق اجباري كه حتماً نتيجه اش را خواهيد ديد ؛ اين اعتقاد من است . - حالا که از محمد حسين لطيفي اسم بردی من لازم می دونم که به این نکته اشاره کنم که محمد حسین لطیفی آدم بسيار شجاعي است كه قبول كرد اولين مهمان شب شيشه اي باشد بعضي مواقع نوار گفتگوي آقاي لطيفي را ميبينم كه با شهامت و جرأت به سوالها جواب دادند خدمتشان عرض ادب ميكنم و ميگويم كه قدر اين شجاعتشان را ميدانم .محمد رضا بوتيك يا آتش بس و كارهاي خوبي كه از تو در فيلم هاي مختلف ديده ايم در جشنواره فجر ديده نشد توجهي نشد به اين بازيهاي خوب ، من مي خواهم بدانم كه واقعاً بازي خوبي نيست ، يا توجه نشده . تحليل خودت چيست؟واضح تر اينكه چرا گلزار اصلاً در جشنواره فجر مطرح نبوده است ؟  من احساس ميكنم كه امر داوري امري سليقه اي و نسبي است شايد هيئت داوران، نه انتخاب .براي اينكه هيئت انتخاب جشنواره 22فيلم بوتيك را لايق حضور در بخش مسابقه نديدند گفتند پيام آموزنده و ارزش هنري ندارد حالا شايد خيلي عجولانه تصميم گرفتند هيئت انتخاب براي فيلم بوتيك بهتر بود كه ميرفت و فیلم را تحت ذره بين قرار ميگرفت الان بازيگران فيلم بوتيك را كه ببينيد. من احساس ميكنم كه غير از خود من ، بازي مثلاً آقاي رويگري ، خانم چهره آزاد، خانم گلشيفته فراهاني و آقاي حامد بهداد و فيلمبرداري آقاي كلاري نرفت در بخش مسابقه. فكر كنم كه كمي كم لطفي شد نسبت به بوتيك در حالي كه بعد از اكرانش مورداستقبال خيلي از منتقدين واقع شد حتي بهترين جايزه فيلم اول و دوم را به آقاي نعمت الله دادند براي بخش ميهمان . - من ميگويم كه استقبال تما شاگر از يك فيلم مثلاً آتش بس كه فيلم بسيار پر فروشي هم است، دليل بر پر محتوا بودن يا كم محتوا بودن فيلم است يا خير؟مردم مي آيند يك فيلمي را ميليوني استقبال ميكنند نظر شما چيست؟  فيلمي كه با استقبال عمومي مواجه مي شود يا فيلم شيكي است به نام آتش بس يا ....در مورد آتش بس هم اين صحبت شده كه پيام آموزنده ندارد يعني آقاي پسياني ديگر با چه زباني بايد حدود 25 دقيقه از فيلم را د رمورد كودك درون تدريس ميكرد شما اين داستان كودك درون را مي توانيد در كتابهاي مختلف مثل كتاب آقاي ادوارد براون ببينيد.خود خانم لوچيا كا پاتيونه كه كتاب كودك درون را نوشته ايشان در آمريكا يك سمينارهايي را برگذار ميكنند كه عده زیادی فيلم آتش بس را ميبينند و راجع به آن بحث ميكنند و در سايتشان هم من آدرس سايت را در اختيارتان ميگذارم اگر مردم خواستند بعدش مراجعه بكنند و ببينند در مورد اين فيلم در اين سايت صحبت شده است چگونه پيام آموزنده ندارد؟ - من فکر می کنم وقتي مردم از اثري استقبال ميكنند به احترام مردم ما هم احترام بگذاريم حتما ً يك چيزي هست كه مردم به سينماها ميروند و نگاه ميكنند .  شايد اين اتفاق قبلاً نبوده شايد ژانر فيلمهاي كودك و نوجوان و كمدي قديم بيشتر پرفروش بوده است ولي براي آتش بس محيا نشد كه در بخش مسابقه وارد بشود. - چقدر خوب است كه بين فيلم پر فروش و پر محتوا خط كشي نكنيم مردم ما حتما ً از فيلمي استقبال ميكنند كه محتوايي دارد و جذب ميكند به يك سمتي برويم كه با ارائه يك محتواي خوب تماشاگر زيادي را به سينما بكشانيم و به سينما كمك بكنيم.خانم ميلاني ميگفتند كه محمد رضا وقتي كه آن سكانسي كه در مورد كودك درون داشتيم فيلمبرداري ميكرديم گريه كرد و ما تصوير برداري مان را انجام داديم 3تا 4 ساعت نشسته بود داشت گريه ميكردو به شما گفتند خوب اگر جنبه فيلم اينطوري را نداري خوب بازي نكن . - می خوای از پشت صحنه این فیلم بخشهایی رو ببینیم.بعد شما صحبت کنید. پخش پشت صحنه فیلم  در مورد آن سكانس باید بگویم که سكانس خيلي سختي بود براي اينكه زماني در يك فيلمي قرار است كه يك عزيزي را از دست بدهي يك اتفاق بدي برايت مي افتد شرايط برايت محيا است حس گرفته اي در طول فيلم ميري و براي آن شرايط گريه ميكني زماني هست كه به شما ميگويند بيا براي كودك درونت گريه كن كودك دروني كه من تا قبل از فيلم آتش بس نمي دانستم كه چه هست . بچه گانه گريه کردن خيلي كار سختي بود براي من.گريه من نزديك 4 ساعت طول كشيد و ديگر بند نمي آمد حالا من نمي دانم كه كودك درونم كمك كرد كه اين اتفاق بيافتد خانم ميلاني برايشان اينقدر جالب بود كه ميگفتند خوب رضا بشين آن گوشه گريه كن و ادامه صحنه را بگيريم . - 3 تا فيلم خوب كه پس از انقلاب در سينما ايران ساخته شده است كدام فيلمها بوده است از نظر خودت؟  هامون را خيلي دوست دارم كارآقاي مهر جويي سگ كشي كار استاد بيضايي و آتش بس . - شما بازيگر پولسازي براي سينماي ايران بودي من يك آماري را مي خواندم كه 6 ميليارد تومان در طي دو سال فروش كرده است فيلمهايي كه شما بازي كرده ايد. اولاً مي خواهم ببينم كه این مساله چقدر خود اين آدم را مغرور كرده چقدر از خودش بيخود شده است و چقدر در دست مزدهايش تغيير ايجاد كرده است ؟  اينكه فيلمهاي من پر مخاطب بوده اول لطف خدا است و بعد لطف مردم كه هميشه شامل حال من بوده است آقاي رشيد پور اقتصاد سينماي ما خيلي بيما راست من اگر بتوانم براي اين اقتصاد بيماركاري انجام بدهم خوشحالم . - يكي از كارگردانهايي كه در برنامه ما شركت كرده بودند ميگفتند كه اصلاً 1ميليارد تومان براي سينماي ما فروش چشمگيري نيست .  درسته براي اينكه قياس كنيد فروش 1ميليارد تومان را با فروش اقصي نقاط دنيا مي فهميد كه اين فروشي نيست . - همين نياز سينما باعث نمي شود كه ما بيشتر به طرف سينماي گيشه برويم ؟  خوب الان که خيلي استقبال نمي شود از سينماي گيشه. - اين جان مايه حرف خودت است كه مخاطب هم محتوا را هم جذابيت را بايد در كنار هم ببيند . - در مجلات و روزنامه ها در مورد دست مزد بازيگرها مي خوانيم مواقعي دست مزد هاي نجومي هم گفته ميشود ولي وقتي رجوع مي كنيد به دست مزد يك كارگردان شايد يك دوم يا يك سوم دست مزد بازيگري است كه در آن فيلم بازي كرده است فكر نمي كنيد اين ظلم بسيار بزرگي است به كارگرداني كه روح او در فيلم جريان پيدا ميكند دست مزدش نصف بازيگرانش است.  متأسفانه اين معضل است كه گاهي دست مزد بازيگرها بيشتر از كارگردانها است در همه جاي دنيا همين است ولي من احساس ميكنم كه به آدمهاي شاخص سينمايي و پيشكسوتان بيشتر بايد اهميت بدهيم يعني بايد آقاي فريدون گله با آن همه گوشه نشيني با آن شرايط به خاك سپرده بشود يا مثلاً آقاي نوذري .آقاي بابك بيات با آن شرايط واقعاً ناراحت كننده بود. - شما به عيادت آقاي بيات در روزهاي آخر رفتيد منظور شما بيشتر اينگونه حمايت معنوی است يا حمايتهاي مادي و از اين گونه؟  به هر دو احتياج دارند يعني هم از لحاظ مالي كه قطعاً تأمين نيستند سينماي ما بسيار سينماي فقيري است وهم از لحاظ معنوي كه ابداً رسيدگي نخواهد شد.من پيشكسوتاني را ميشناسم كه سالها است كه به آنها پيشنهاد كاري نمي شود . - شنيده ام فيلمنامه هم نوشته اي؟  يك طرح فيلمنامه من دارم به نام نیش و بش(؟) كه ثبتش هم كرده ام يك كار طنز موقعيت است . - اگر زماني قرار باشد كه كارگردان باشي حاضر هستي در فيلمت بجاي ستاره ها از پيشكسوتان استفاده بكنيد؟  چرا كه نه اگر به آن نقشها بخورند. الان اكثر فيلمنامه هايي كه هست جوان گرا است . - در جايي از اين برنامه بجايي رسيديم كه چقدر خوب است كه بازيگراني كه پر درآمد هستند و سوپر استار هستند در كارهاي عام المنفعه شركت بكنند كسي كه بليط مي خرد و به سينما مي آيد و به چهره شدن آن شخص كمك ميكند متقابلاً آن بازيگر هم يک عكس العملي در مورد جامعه اش داشته باشد تا به حال به اين قضيه فكر كردي و تا به حال كاري از دستت برآمده كه انجام بدهي ؟  خيلي دوست ندارم كه در مورد اين مسئله صحبت بكنم چيزي كه همه ميدانند اين است كه تيم واليبالي من دارم واليبال هنرمندان كه من سمت كاپيتاني را دارم نزديك 4 سال است كه تأسيس شده است كه ما هر سال 12 بازي در 12 شهر مختلف انجام ميدهيم كه عوايدش براي امور خيريه صرف مي شود براي سازمان بهزيستي، انتقال خون، كودكان بي سر پرست، معلولين ذهني و جسمي و كارهايي كه از دستمان بر بيايد يا اگر شخص خاصي مد نظر باشد از ورزشكاران و بازيگران كه بضاعت مالي خوبي ندارند ما این کار را انجام می دهیم . - راستی پدر شما بسكتبال بازي ميكنند ؟  پدر من رشته اصلي اش دو ميداني بوده است . - شما چند تا برادر خواهريد ؟  مگه دیشب نگفتید که وارد حریم خصوصی نشید؟ - اون در مورد خودم بود  اين را جواب ميدهم ولي ديگر نپرسين ما 4 تا هستيم 3 تا پسر هستیم و یک خواهر. من، يك خواهر و يك برادر بزرگتر دارم دو تا بزرگا ازدواج كرده اند من و كوچيكه در خدمت شما هستيم . - هيچكدام از آنها در كار هنري نيستند ؟  خير - بيشتر در خانواده تو را تشويق ميكنند يا انتقاد ؟  در انتها جواب ميدهم. - بحث هاي خانوادگي و بحثهاي جذابي كه در مورد هنرمندان وجود دارد خيلي وقتها براي نشريات مختلف جذاب است من چند بار در برنامه گفتم كه اين يك نياز سطحي است كه در مخاطب وجود دارد و بايد به آن پاسخ داد ولي بعضي وقتها احساس ميكنم كه بازيگرها حضور پر رنگتري دارند دچار يكسري حاشيه ها مي شوند يكسري شايعاتي در مورد آنها در مجلات چاپ مي شود و گاهي وقتها مي تواند در روي ذهن مردم تأثير منفي بگذارد چون مي دانم كه تو هم درگير اين حواشي بودي مي خواهم از تو بپرسم كه اصلاً نظر شما نسبت به شايعاتي كه اطرافتان وجود دارد و چيزهايي كه در مجلات و روزنامه ها چاپ مي شود چيست؟  در مورد نشريات زرد به هر حال حاشيه سازي گريبانگير همه بازيگران است من احساس ميكنم كه اگر وارد حريم خصوصي افراد نشوند ودر چهار چوب قانون باشد اشكالي ندارد گاهي اوقات است كه با زندگي افراد بازي ميكنند آدم نبايد به هر ترتيبي برود و پول در بياورد . - من ميگويم به قيمت زير سوال بردن آدمها براي خودمان در آمد زايي نكنيم البته من در برنامه ديشب گفتم كه 99% اهالي مطبوعات آن ورق را حيثيت خودشان ميدانند و من دست همه آنها را مي بوسم اگر در صدي وجود دارد از آنها گلايه ميكنيم.مي گويم شايد يكي از دلايلي كه اين شايعات و اتفاقات بوجود مي آيد كم صحبت كردن است يعني وقتي درد و دلهايمان را نمي گوييم در تريبونهاي رسمي اين شايعات هم بوجود مي آيد خودت از آدمهايي هستي كه خيلي كم حرف مي زني شايد به همين دليل اتفاقات و شايعات مختلف رخ مي دهد.  من خيلي اهل مصاحبه نيستم آقاي رشيد پور احساس مي كنم كه مصاحبه هاي مختلف و شعار دادن باعث مي شود كه بازيگر وارد حاشيه بشود به همين دليل در طول اين 7 يا 8 سال نزديك 10 مصاحبه واقعي و رسمي دارم. - نمي ترسيد كه اين كم صحبت كردن به اين حواشي دامن بزند؟  به هر حال چه صحبت بكني و چه نكني سر خود اين نشريات زرد تصميم ميگيرند و مي نويسند مردم بايد تشخيص بدهند كه كدام صحت دارد و كدام نادرست است . - يك قطعه فيلم براي شما پخش ميكنيم حستان را بفرماييد. پخش بخشهایی از مسابقات جهانی وزنه برداری وبلند کردن وزنه توسط حسین رضا زاده  من فكر ميكنم كه هيچ ايراني نيست كه اين صحنه را ببيند و مو برتنش سيخ نشود به نظر من هركس در هر جاي دنيا كه بتواند نام ايران و ايراني را بزرگ و با شكوه بكند باعث افتخارمان است من از صميم قلب آرزو مي كنم كه همه ما ايرانيان بتوانيم نام ايران و ايراني را بلند آوازه بكنيم .در ضمن به اعتقاد ات آقاي رضا زاده اشاره ميكنم كه مطمئناً در موفقيت هايشان به ايشان كمك مي كند . - اعتقادات به موفقيت شما هم كمك كرده است؟  اعتقاد قلبي من .ببینیدآن بالا يك چيز عجيب غريبي است جايي خواندم كه آنچه كه خداوند به انسان داده است يك موهبت الهي است و انسان هيچ استحقاقي در گرفتن آن نداشته است خدا خواسته كه هرچيزي را به انسان بدهد مورد دوم اين است كه آن چيزي را كه به افراد داده مي شود اگر به يكسري آدمهاي ديگر اگر داده ميشد شايد به آن صورت كه بقيه استفاده ميكنند نتوانند استفاده بكنند .پس خدا مي داند كه كي را كجا قرار بدهد و مورد آخر اين است كه هركسي هرچقدر كه به آن داده ميشود به همان اندازه هم بايد جوابگو باشد يعني خدا به كسي هرچقدر محبت بكند بايد به همان اندازه جوابگو باشد . - شما اهل مطالعه كتابهاي مذهبي هستيد؟  براي شما عجيب است ؟ - نه عجيب نيست.  من معارف اسلامي تدريس ميكردم آقاي رشيد پور،قبل از اينكه وارد سينما بشوم زماني كه كار موسيقي ميكردم آموزشگاه درس ميدادم .اينجا بگويم كه تنها آقاي رضازاده براي كشور ما كسب افتخار نكرده اند کسانی زیادی هستند مثل آقاي علي دايي ،علي كريمي، هادي ساعي و عزيزان المپيادي كه به آنطرف مي روند. - موسيقي را كلاً رها كردي منو رها كن از اين فكر موسيقي ؟  براي من خيلي ديگر فرصت نيست براي تمرين موسيقي. ما از صبح تا شب نزديك 13 تا 14 ساعت را جلوي دوربين به سر ميبريم . الان هم 3،2 تا پروژه است كه من دارم پشت سرهم كار ميكنم براي همين به گيتار ديگر نمي رسم.ولي ساز پركاشن درام را پيگيري كرده ام . - کجا تمرین میکنی با اون صدای زیادی که داره  به هر صورت هدفن ....../ - چند تا اسم مي خوانم نظرتان را بفرماييد. 1- رضا عطاران:خوش طبع و با مزه 2- محمد رضا فروتن:ايشان نازنيني است كه قلباً بسيار دوستشان دارم و يك سبك خاصي را آورده اند در سينما بسيار بسيار دوست داشتني من كارهاي شب يلدا ، زير پوست شهر و قرمزشان را خيلي دوست دارم . 3- امين حيايي:آقاي حيايي كه ما بعد از كما صميمیتي را با هم داريم بسيار بازيگر مستعد و دوست داشتني هستند. 4- پوريا پور سرخ:عزيزی كه فكر مي كنم تا سوپر استار شدن فاصله زيادي ندارند . 5- استاد عزت الله انتظامي :عاشقانه ايشان را دوست دارم الگوي بسيار خوبي هستند براي بازيگرها . 6- استاد جمشيد مشايخي:ايشان را از همين جا پيشاني شان را ماچ مي كنم . 7- پرويز پرستويي:من احساس ميكنم كه هر پلان بازي ايشان يك آموزش بازيگري است. 8- ايرج قادري :من از همين جا سلام ميكنم خدمتشان .ورود من به سينما از طريق ايشان بود من خيلي چيزها از ايشان ياد گرفتم و هميشه هم از ايشان قدر داني كرده ام. جالب است كه تو فرصتهاي خوبي داشتي كه در فيلمهاي مختلف بازي بكني مثل مهمان مامان و سربازهاي جمعه كه اين اتفاق به دلايلي نايفتاد اي كاش مي افتاد و به پرونده كاري تو اعتبار بيشتري هم ميداد.  در مورد مهمان مامان من در تمامي تمرينات حضور داشتم و در خدمت استاد مهرجويي بودم من حتي آن ابزار گرو شكني لباسها هم آماده بود و تمام دور خواني ها هم من بودم ولي متأسفانه هم زمان شد با كما من در كما بايد ريشم را ميزدم ولي در مهمان مامان بايد با ريش ظاهر مي شدم و لي اين قسمت من نشد قسمت آقاي پيروز فر شد.در مورد كار آقاي كيميايي هم من در آن زمان تحت قرار داد با يك شركت تبليغاتي بودم و موهايم بلند بود . و راه هموار نشد. - آن نكته كليدي چه بود.؟  من هرچه در زندگي ام دارم از پدر و مادر نازنينم دارم و می دونم که الان دارند برنامه رو می بینند دستشان را مي بوسم. - خوب بریم سراغ نظر سنجی که آمار قابل توجهی هم بدست اومده -412173نفر در نظر سنجي شركت كرده اند. 1. 12% گفتند شام آخر. 2. 12% گفتند بوتيك 3. 6% در صد گفتند گل يخ 4. 69% گفتند آتش بس. - يك عدد از 1 تا 412173 بفرماييد ميكنم.  4 - 0912348.دو رقم آخر. 16 ممنونم از شما. برنده يك سكه تمام بها رآزادي. - می تونی خدا حافظی کنی - خدا نگهدار وممنونم از شما - من از همه دست اندكاران شب شيشه اي كه براي اين برنامه زحمت كشيده اند و اسم نمی برم تشكر ميكنم. از همراهی شما بینندگان محترم نیز تشکر می کنم. - منو رها كن از اين فكر تنهايي برای آخرین بار وخدانگهدار.  
+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 12:56 |
برنامه شب شیشه ای با حضور بهرام رادان به همراه فایل صوتی این برنامه

     دانلود فایل تصویری

قسمت اول     رپیدشیر     مگاآپلود     سنداسپیس      لینک مستقیم

قسمت دوم     رپیدشیر     مگاآپلود     سنداسپیس      لینک مستقیم

دانلود فایل صوتی

MP3  128

رپیدشیر     مگاآپلود     لینک مستقیم

WMA  64

دانلود

WMA  32

دانلود

+ نوشته شده توسط پریاوالنازونازنین در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت 19:55 |
مادرش خانه دار و پدرش نیز مهندس مکانیک میباشد

در کنکور در سه رشته مترجمی زبان٬مهندسی معدن و مهندسی مکانیک قبول شد

از همزمانی تولدش و آغاز بهار بسیار خوشحال است و این اولین همزمانی را برای خدش خوش یمن میداند

بازی خودش را در فیلم های بوتیک و آتش بس بیشتر از بقیه فیلم هایش دوست دارد

مارمولک را بهترین فیلمی میدونه که تا حالا دیده

اصلا اهل تلویزیون نیست و سریال های تلویزیونی را دنبال نمیکنه